محمد خزائلى

111

شرح بوستان ( فارسى )

خنك روز محشر تن دادگر ، * كه در سايهء عرش ( 1 ) دارد مقر به قومى ( 2 ) كه نيكى پسندد خداى ، * دهد خسروى عادل و نيك‌راى چو خواهد كه ويران شود عالمى ، * كند ملك در پنجهء ظالمى سكالند ( 3 ) ازو نيكمردان حذر ، * كه خشم خدايست بيدادگر بزرگى ازو دان و منت‌شناس ، * كه زايل شود نعمت ناسپاس نه خود ( 4 ) خوانده‌اى در كتاب مجيد ؟ * كه در شكر ، نعمت بود بر مزيد اگر شكر كردى برين ملك و مال ، * به مالى و ملكى رسى بيزوال وگر جور در پادشايى كنى ، * پس از پادشايى گدايى كنى حرامست بر پادشه خواب خوش ، * چو باشد ضعيف از قوى باركش ميازار عامى ( 5 ) بيك خردله ( 6 ) ، * كه سلطان شبانست و عامى گله چو پرخاش بينند و بيداد ازو ، * شبان نيست ، گرگست ، فرياد ازو بدانجام رفت و بد ( 7 ) انديشه كرد ، * كه با زيردستان جفا پيشه كرد كه سختى و سستى برين ( 8 ) بگذرد * بماند برو سالها نام بد . . . . . . . . . .